
امشب بعد مدت ها رفتم فیس ب.وک . سپیده مدرک پزشکی شو تو ایالت اکلاما آمریکا گرفته و دیگه دکتر شده :) یگانه - فاطمه و سارا که با همدیگه برای ارشد رفته بودن پیانچزا ایتالیا دارن درسشون رو تموم می کنن و س...
ادامه مطلب
چن شب پیش ، ویدیوهای ندا ی.اسی و لایوی ک گذاشته بود رو دنبال میکردم ، ک تو ی لایو از دوس پسر قبلیش و اون سالهایی ک باهاش بوده صحبت میکرد ، اشک می ریخت و میگفت دلم ب حالش سوخت... اون از همه ما عاقل تر...
ادامه مطلب
امیر مریضه یا من دیوونه م؟! هرررچی فک میکنم نمیفهمم! نمیفهمم چرا وقتایی ک با محمد بودم تا میگفتم کجایی,میییی پرید از خواب هاااا,از خواب! بعد می اومد ک بریم جایی اونم رفتاراش برخلاف همیشه! توجه نشون میداد,ب زور حساب میکرد, نمیدونم از فارست گامپ حرف میزد,از سریال فرندز و تاکیید موکد ک ها ب من میگن تو مثه فلانی ای ک حسشو هیچ وقت نمیگه و... من زده ب سرم؟؟؟ شاید بخدا من دیوونه م... بس ک خنگ و احمقم... شاید من مورد دارم خب... اینا آدمن یا ی مشت هوسباز دخترباز ک دورم جمعن؟؟؟؟ من ک لااقل دوست معمولی ام و تکلیفم معلومه و مثه اینا با حرکت و ایما و اشاره ک نمیییییگم میخوامتون!!! اینا ک گند زدن ب همه چی دیگه... امین از سر شب تا دو و سه تو گروه,تو پی وی عذرخواهی میکرد!!!! خله؟؟؟ دیوانس؟؟؟ من خیلی صریح ...
ادامه مطلب
صب ی کانال مشاوره ای واسم خواهرجان فرستاد,همین طوری رفتم تو کانال و موردا رو میخوندم تا ببینم درد کی شبیه منه! چیزی نگم بهتره! موردای ازدواجی ک همه ب ظاهر صلاح و خوب بوده ولی بعد یکی دیده شوهر مذهبیش گ.ی هست,یکی دیگه شوهرش س.ک.س گروهی تقاضا کرده!!! یکی شوهرش خسیس ه سال تا سال پول نمیده کادو روز زن نمیده!!! همین شد ک حرفای امین اومد جلو چشام,ک میگف چرا ناشکری میکنی, خداتو شکر کن فهمیدی چیه و تموم شد و تو زندگی بدبختت نکرد! و اینو یکی از خواننده های وبلاگم هم تایید کرد و نوشته بود... خدایا ممنون ک هستی,ممنون ک تو مث بنده هات از ظاهر قضاوت نمیکنی و ذات آدما رو می ...
ادامه مطلب
دلم گرفته...:( چقد این تابستون,تابستون تلخی بود... اون خواستگار بیخودی ک خاله هاش اومدن و رفتارای زشت کردن,بعد یک سال برگشتن... اما وقتی ک من ازشون متنفر شدم,وقتی ک دیگه برام اهمیتی نداشتن... مامان و بابا خیلی موافق بودن,اما من حس تنفر عجیبی بهشون پیدا کردم,بی عرضگی پسره و مامانه, رفتارای زشت خاله هاش... من جواب رد دادم,سه بار زنگ زدن و سه بار نه گفتم... دیگه از چشمم افتادن و خودشون باعث شدن... مامان بخاطر ن گفتنم,خونه رو واسم جهنم کرده,هرچی میگم مادر من,,من ازش بیییییزار بودم,هررررچی ب دهنش اومد بهم گفت و داااائم خونه رو برام جهنم کرده... من از پسره,حرف زدنش و ح...
ادامه مطلب