
تو این مدت ب دیدن رضا رفتم ... چقدر تغییر ... بعد ۳ سال دیدنش خاطره های زیادی رو یادم آورد و ب شدت ثروتمندتر از قبل شده بود . تفاوت پسرای قوی با پارتنری ک من داشتم غروره ... و اینو ب راحتی می تونستم ببینم. بخوانید...
ادامه مطلب
-چرا من بلد نیستم مثه اینا اینقد قربون صدقه برم؟ +چون دروغه,چون معمامله ست و هیچ کدومش واقعی نیست... میگن ولی در اصل اینا حرفای دلشون نیست و تظاهره... وقتی اینا رو بهم میگف نمی فهمیدم... ینی عمق گفته شو درک نمیکردم ... تا امروز! امروز ک ی فیلم خارجی دیدم ک خیلی اتفاقی داشت زندگی دوتا دوست رو مقایسه میکرد... ی دختر ساده پوش و معمولی ک اصن هیچ ویژگی زنانه ای نداشت و دنبال کارش بود و سرش ب کار خودش بود. و هم خونه ش ک انواع پدیکور و مانیکور و لباسا و آرایشای مختلفو داشت و کلی کیس داشت و معشوقه چند نفر بود و پول میگرفت در عوض! جالب بود واسم, معشوقه خودش میگف اینا همه تظاهر و دروغه,این ک دست همدیگه رو می گیریم تو خیابون و بوسه میزنیم و با ی بار دیدن باهم جور می شیم... خودمونم می دونیم دروغه و تنه...
ادامه مطلب
امیر مریضه یا من دیوونه م؟! هرررچی فک میکنم نمیفهمم! نمیفهمم چرا وقتایی ک با محمد بودم تا میگفتم کجایی,میییی پرید از خواب هاااا,از خواب! بعد می اومد ک بریم جایی اونم رفتاراش برخلاف همیشه! توجه نشون میداد,ب زور حساب میکرد, نمیدونم از فارست گامپ حرف میزد,از سریال فرندز و تاکیید موکد ک ها ب من میگن تو مثه فلانی ای ک حسشو هیچ وقت نمیگه و... من زده ب سرم؟؟؟ شاید بخدا من دیوونه م... بس ک خنگ و احمقم... شاید من مورد دارم خب... اینا آدمن یا ی مشت هوسباز دخترباز ک دورم جمعن؟؟؟؟ من ک لااقل دوست معمولی ام و تکلیفم معلومه و مثه اینا با حرکت و ایما و اشاره ک نمیییییگم میخوامتون!!! اینا ک گند زدن ب همه چی دیگه... امین از سر شب تا دو و سه تو گروه,تو پی وی عذرخواهی میکرد!!!! خله؟؟؟ دیوانس؟؟؟ من خیلی صریح ...
ادامه مطلب
دلم گرفته...:( چقد این تابستون,تابستون تلخی بود... اون خواستگار بیخودی ک خاله هاش اومدن و رفتارای زشت کردن,بعد یک سال برگشتن... اما وقتی ک من ازشون متنفر شدم,وقتی ک دیگه برام اهمیتی نداشتن... مامان و بابا خیلی موافق بودن,اما من حس تنفر عجیبی بهشون پیدا کردم,بی عرضگی پسره و مامانه, رفتارای زشت خاله هاش... من جواب رد دادم,سه بار زنگ زدن و سه بار نه گفتم... دیگه از چشمم افتادن و خودشون باعث شدن... مامان بخاطر ن گفتنم,خونه رو واسم جهنم کرده,هرچی میگم مادر من,,من ازش بیییییزار بودم,هررررچی ب دهنش اومد بهم گفت و داااائم خونه رو برام جهنم کرده... من از پسره,حرف زدنش و ح...
ادامه مطلب