خرید بک لینک
امیر مریضه یا من دیوونه م؟! هرررچی فک میکنم نمیفهمم! نمیفهمم چرا وقتایی ک با محمد بودم تا میگفتم کجایی,میییی پرید از خواب هاااا,از خواب! بعد می اومد ک بریم جایی اونم رفتاراش برخلاف همیشه! توجه نشون میداد,ب زور حساب میکرد, نمیدونم از فارست گامپ حرف میزد,از سریال فرندز و تاکیید موکد ک ها ب من میگن تو مثه فلانی ای ک حسشو هیچ وقت نمیگه و...

من زده ب سرم؟؟؟ شاید بخدا من دیوونه م... بس ک خنگ و احمقم... شاید من مورد دارم خب... اینا آدمن یا ی مشت هوسباز دخترباز ک دورم جمعن؟؟؟؟ من ک لااقل دوست معمولی ام و تکلیفم معلومه و مثه اینا با حرکت و ایما و اشاره ک نمیییییگم میخوامتون!!! اینا ک گند زدن ب همه چی دیگه...

امین از سر شب تا دو و سه تو گروه,تو پی وی عذرخواهی میکرد!!!! خله؟؟؟ دیوانس؟؟؟ من خیلی صریح گفتم چیزی شده ک ببخشم؟ من اصن بهت فککک نمیکنم!! گف پس چرا باهام اینجوری ای, تو دلم گفتم تازه شروع شده, بعدشو بببن...

خدا هستی واقعن؟؟؟ من دارم تاوان چیو میدم آخه... اینا چی بود تو دامن من انداختی...

وای ک امیر اصصصصلن واسم قابل باور نیییست!!! اون دیگه چرا...

دلم میخواد فقد برم... فقد برم ی جایی ک هیچکی نباشه...

برچسب: میشه برم کربلا,کی میشه برم حرم,کی میشه برم دیدار حرم,یعنی میشه برم کربلا,پشیمون میشه برمیگرده, نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 2:01

صفحه بندی