خرید بک لینک
صب ی کانال مشاوره ای واسم خواهرجان فرستاد,همین طوری رفتم تو کانال و موردا رو میخوندم تا ببینم درد کی شبیه منه! چیزی نگم بهتره! موردای ازدواجی ک همه ب ظاهر صلاح و خوب بوده ولی بعد یکی دیده شوهر مذهبیش گ.ی هست,یکی دیگه شوهرش س.ک.س گروهی تقاضا کرده!!! یکی شوهرش خسیس ه سال تا سال پول نمیده کادو روز زن نمیده!!!

همین شد ک حرفای امین اومد جلو چشام,ک میگف چرا ناشکری میکنی, خداتو شکر کن فهمیدی چیه و تموم شد و تو زندگی بدبختت نکرد! و اینو یکی از خواننده های وبلاگم هم تایید کرد و نوشته بود...

خدایا ممنون ک هستی,ممنون ک تو مث بنده هات از ظاهر قضاوت نمیکنی و ذات آدما رو می بینی...

امروز قراره بریم پینت بال,میخوام ببینم امین بهم میگه ک بیام دوباره یا ن, نمیدونم چرا اینقد توجه ها و مراقبتاشو دوس دارم,حتی اگه قرار باشه بره با کسی دیگه... حتی اگه کسی دیگه رو دوس داشته باشه دلم میخواد بازم دوستم بمونه...

آخرین بار ک با امیر حرف میزدم میگف داری میشی عین دختره تو فارست گامپ,منم فارست گامپ نیستم ک تهش باهات ازدواج کنم:/ از حرفش هم بدم اومد چون من فقد دوس میشم,هیچ کار اشتباهی نمیکنم و هیچ ارتباطی برقرار نمیکنم..ی جورایی هم بهم فهموند ک دوسم داره

دیشب میگف وقتی داشتی از اون پسره جلوم میگفتی باید فکر این روزا رو میکردی...

یاد فیلم نهنگ عنبر افتادم... یاد دختره ک دنبال یکی بود ک واقعن دوسش داشته باشه و با اون بره,ولی هربار سر راهش یکی قرار میگرفت و باعث میشد اونی ک میخواد بهش نگه و اون دختر هربار ی تیکه از قلبش بشکنه و بره...

برچسب: نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 18:59

صفحه بندی