زندگے جاریست

متن مرتبط با « تو ببخش» در سایت زندگے جاریست نوشته شده است

غربت کسی مباش که تو را وطن دیده است ،،،

  • نیلوبلاگ

    میدونی چی اذیتم میکنه ؟ غریبی ه ما دخترای خودساخته ... ک حاصل بی توجهی خونواده هامون ه . دیشب ک پشت gate منتظر بودیم چمدون ها رو وزن کنن و نفیسه برگرده ، ی پسر قدبلند ، دقیقا استایل امین هم دوره ای لیسانس ام ، پوست گندمی ، چشم و آبروی تیره . با تک تک اعضای خونواده ش با یک وایب عمیق مثبت وارد شدن . پویایی و حس مثبت رو میشد از چهره پسر دید . فکر میکنم خونواده ش ایمان صدا می زدنش. مادرش ب آغوش کشیدش و اشک ریخت کمی . ی لحظه حسرت خوردم . حسرت عمیق . غربت ما بچه های خونواده های بی حمایت توی تاریخ مثال زدنی ه ... از دیشب دودل شدم دوباره تصمیم بگیرم و برم ؟ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • د بست ایز یت تو کااام؟!

  • نیلوبلاگ

    ساعت دوعه شبه! خسته م ولی خوابم نمیاد، دارم فک میکنم.. ب چی؟ ب اتفاقای از صب تا حالا... ب کله صب بیدار شدن و اینام,ب حال ه الکی گرفته بعدظهرم و دلخوریم از حرکت همکارم... از قبول نشدنم تو آزمون استخدامی بانک... ک دردش از همه بیشتر بود! از این ک دیر ب خودم میام من چرااا؟ این ک این همه وقت گذاشتم واسه علاقه خودم و یارو ولی دیر فمیدم اشتباهه:/ د بیااا! دیروز بعد ه ساعت یک پریدم رفتم یونی واسه کار...

    ادامه مطلب
  • د بست ایز یت تو کااام؟!

  • نیلوبلاگ

    ساعت دوعه شبه! خسته م ولی خوابم نمیاد، دارم فک میکنم.. ب چی؟ ب اتفاقای از صب تا حالا... ب کله صب بیدار شدن و اینام,ب حال ه الکی گرفته بعدظهرم و دلخوریم از حرکت همکارم... از قبول نشدنم تو آزمون استخدامی بانک... ک دردش از همه بیشتر بود! از این ک دیر ب خودم میام من چرااا؟ این ک این همه وقت گذاشتم و...

    ادامه مطلب
  • تولد سورپرایزی

  • نیلوبلاگ

    دیشب ی تولد و سورپرایز طور بیییییی نظیر بود. ایده تولد از اتنا بود و اجرا با امین و سپهر و صارم. خییییلی شب خوبی بود, سه تا میز تزیین شده با قلب و شمع و گل و کیک مینیون ک امین و سپهر خریدن چایی و بچه ها و دست و فیلم و تبریک و کادو و وااااای خیلی خوب بود خیلی اونقد ک از الان غصه م شده ک این ترم تمومه درسم و تنها میشم... وای تو فیلمای تولد متوجه شدم ک هرجور شده باید وقت عمل بگیرم هاها,خدایا ی جور راضی کن مامان بابا رو خواااهشن...

    ادامه مطلب
  • صبونه بدون تو...

  • نیلوبلاگ

    نیومد... شب قبل, ی سره آنلاین بود, هی میگفتم ولش کن,آخه شبای قبلم تا 2 و این حدودا دائم آنلاین می موند,دیگه دیشب عصبی شدم و گفتم منو مسخره کردی؟ با کی داری چت میکنی؟ ک شات داد و خلاصه بحث شد و بعدش گفت من نمیام. صب امین و سپهر با اون سه تا دختره اومدن دنبالم,بهتر شد ک نیومد چون هم بابا از شانش من خونه بود و هم این ک این سه تا دختری ک امین جور کرده بود اهل ناز و عشوه و خلاصه بهتر ک نیومد... کلی با اتنا و صار.م خندیدیم, کلی واسه صبونه کیف کردیم و ی جای خییییلی قشنگ نشستیم. کلللی با گوشی امین عکس گرفتم و امین از سر اون جریان ک عکسشو از رو پروفایلم برداشتم ناراحته ها...

    ادامه مطلب
  • یکم زرنگ تر باش تو رو ب خدا...

  • نیلوبلاگ

    یکی از مشکلات بد و بیخود ه من اینه ک زیادی ساده م و خیلی ب فکر این ک در لحظه مردم چی فک میکنن نیستم! واسه همین الان ک با بچه های اکیپ تو یونی هستیم یکم داره جو بد میشه... ینی دارم ی حرفایی پشت سر می شنوم,واسه همین باید بیشتر مراقب باشم ... مثلن امین هم کیفشو میکنه هم حواسش قشنگ جمه و طعمه نمیشه و جلو بقیه سعی میکنه طبیعی کنه و کسی پشتش چیزی نگه... خدایا کمکم کن رسوا نشم و الکی چیزی بهمون نبندن... ب امید تو یا رحمان...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تولد سورپرایزی | جشن تولد سورپرایزی |