خرید بک لینک
ساعت دوعه شبه! خسته م ولی خوابم نمیاد، دارم فک میکنم.. ب چی؟ ب اتفاقای از صب تا حالا...

ب کله صب بیدار شدن و اینام,ب حال ه الکی گرفته بعدظهرم و دلخوریم از حرکت همکارم... از قبول نشدنم تو آزمون استخدامی بانک... ک دردش از همه بیشتر بود!

از این ک دیر ب خودم میام من چرااا؟ این ک این همه وقت گذاشتم واسه علاقه خودم و یارو ولی دیر فمیدم اشتباهه:/ د بیااا!

دیروز بعد ه ساعت یک پریدم رفتم یونی واسه کارام, انتظار هرررررررر چیزی رو داشتم تو اون خلوتی و گرما و ظلللللل ه آفتاب,جز دیدن امین!

انقد طبیعی و بی محل برخورد کردم ک اصلن خودمم موندم! هاها! ب عممممد واستاد تو چارچوب در اتاق منشی گروه ک وقتی رد میشم مجبور بشم چشم تو چشم بشم, ولی طوری پیچیدم ب جاده علی چپ و ریلکسی و با چنااان سرعت میگ میگ کنانی دویدم ک هیچ نفهمییید ک چ شددد, هاها

روزای خوب پس کجایین؟

تاريخ دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶سـاعت 2:1 نويسنده ماه بانو| |

برچسب: نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:25

صفحه بندی