
دیشب ساعت 2 عین ه این آشفته ها, یهو از خواب پریدم,اولین کاری ک کردم چک کردن پروفایلش بود... عکسشو باهاش گذاشته بود و زیرشم کامنت گذاشته بود واسش بهترینم... وای ک دو نصف شب من چ زااااری نزدم,چ اشکا ک نریختم, چ ضجه هایی ک نزدم... خدا من تو رو نمی بخشم... نمی بخشم ب خاطر امیر,بخاطر روزایی ک باهاش خوب بودم و اونم بخاطر هوسش,اون کارو در حقم کرد... خدا من تو رو نمییییی بخشم بخاطر اینکه وقتی دیگه از دوستی بریدم,خواستم ب خواستگار جواب بدم,اونم بعد این ک تمایل ما رو دید,رفت و وقتی اومد ک حالم از خودشو خونواده آشغالش ب هم میخورد... خداااا؟؟؟؟ این دفه هم, سر جریان محمدم نمی...
ادامه مطلب