زندگے جاریست

متن مرتبط با «مادر زن جان» در سایت زندگے جاریست نوشته شده است

زن ... زنانگی ... درد ...

  • نیلوبلاگ

    نمی دانم چرا وقتی بحث از عمق زخم هایم می شود محاوره علاج نیست... ب هر روی نشسته ام در تماشای مینی ویدیوهای یوتوب ک ناگهان صدای کوبش سنگینی در ساختمان و صدای وحشتناک رهایم کن مرا می خشکاند... زنی بی امان فریاد می زند رهایم کن ... دست هایم یخ کرده... قلبم بی نهایت می تپد و خون در صورتم خشکیده ... بی اختیار پله ها را دوتا یکی بالا می روم ب دنبال صدا... تمام خاطرات دردناک زندگی با او با شنیدن این صداها در سرم زنده می شود... مضطربم و در فریادهای زن خودم را می بینم ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • زندگی جدید!

  • نیلوبلاگ

    اول ک اینجا می نوشتم,فقد واسم ی جایی بود ک درد دلامو بنویسم,غصه هام و شادیام و خاطره هام ثبت بشن.... اما یکم ک گذشت, خیلی دوست پیدا کردم... خیلی کامنتای صادقانه ک مثه همه ی دوستای نزدیکم واسم شدن.... اسم نمی برم چون خودشون میدونن... مرسی از راهنمایی های همتون... دیشب ب امیر گفتم, گفتم میخوام دیگه ب دوس داشتن فک نکنم, میخوام برم دنبال زندگیم, ناراحت شد,از اون اوکی های از رو ناراحتیش گفت و دیگه حرفی نزدیم, میدونم بد ناراحتش کردم,اونم بعد این ک واسم خب مرام گذاشت و حواسش بهم بود بعد محمد,ولی خب چرا نمیگه اگه دوسم داره, منم دارم ضجر میکشم دیگه... خب مجبورم,مجبورم برای محافظت از روحیه خودم دست بکشم فعلن از همه تا روحم دوباره تازه بشه حالم بهتر بشه... دیگه خواستگارم ک بیاد بیخودی رد نمیکنم,گرچ ک ...

    ادامه مطلب
  • مادر زن جان ه مورد علاقه!

  • نیلوبلاگ

    از وقتی ک یادم میاد,پسرعمه کوچیکه دوسم داشت,عاشق ن! فقد دوسم داشت... منم بدم نمی اومد ازش و دوسش داشتم,هم سنم بود ولی مغرور و فهمیده بود,همین تیپ و استایلی ک من می پسندم. گذشت و گذشت تا این ک ما بزرگ شدیم و بیست و دو سه ساله شدیم,عمه کوچیکه با مامان من دوست بودن قبل ازدواج مامانم ولی الان دشمن خونی هم! من از همون اول میدونستم ک ازدواج من و پسرعمه نشدنی ه. هم ب خاطر عمه هم مامان... تا این ک عمه کوچیکه خیلی نامحسوس و غیرمستقیم اشاره ای کرد واسه من,ک مامان هم نامحسوس عمه رو شست و فهموند ک نمیدم. اینا ب کنار,پسرعمه مغروره عین من,وقتی بی محلی های منو دید و بعد ی جریان ک فک کرد من نمیخوامش حس کردم ب غرورش برخورد و دیگه کمتر تو مهمونیا اومد,بعدم متوجه شدم از گوشی بازیاش با کسی دوست شده تا پارسال ک ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    زندگی جدید امپراطور | زندگی جدید امپراطور 2 | زندگی جدید امپراطور کامل | زندگی جدید امپراطور دوبله فارسی دانلود | زندگی جدید قسمت دهم | زندگی جدید قسمت نهم | زندگی جدید نیلوفر | زندگی جدید قسمت دوازدهم | زندگی جدید | زندگی جدید من