خرید بک لینک
اول ک اینجا می نوشتم,فقد واسم ی جایی بود ک درد دلامو بنویسم,غصه هام و شادیام و خاطره هام ثبت بشن.... اما یکم ک گذشت, خیلی دوست پیدا کردم... خیلی کامنتای صادقانه ک مثه همه ی دوستای نزدیکم واسم شدن.... اسم نمی برم چون خودشون میدونن... مرسی از راهنمایی های همتون...

دیشب ب امیر گفتم, گفتم میخوام دیگه ب دوس داشتن فک نکنم, میخوام برم دنبال زندگیم, ناراحت شد,از اون اوکی های از رو ناراحتیش گفت و دیگه حرفی نزدیم,

میدونم بد ناراحتش کردم,اونم بعد این ک واسم خب مرام گذاشت و حواسش بهم بود بعد محمد,ولی خب چرا نمیگه اگه دوسم داره, منم دارم ضجر میکشم دیگه... خب مجبورم,مجبورم برای محافظت از روحیه خودم دست بکشم فعلن از همه تا روحم دوباره تازه بشه حالم بهتر بشه...

دیگه خواستگارم ک بیاد بیخودی رد نمیکنم,گرچ ک واسه رد کردن قبلیا هم دلیل محکم و منطقی داشتم...

اگه واقعن دوسم داشته باشه, خب میاد,اگر ن, خب دیگه سرنوشته,باید تو زندگی درداشو تحمل کرد...

راستش ی دلیل دیگه ک با امیر بهم زدم,از روی حس غریب ه دوس داشتنم بود,این ک گاهی ب صفحه اون دختره مورد توجه امیر سر میزنم و می بینم پست غمگین یا عاشقانه گذاشته,بشدت حالم منقلب میشه و درجا ب ذهنم میاد ک نکنه امیر منظورشه... اینجوری میشه ک اسباب عذابی شده واسم و ترجیح میدم بیخیال بشم... ن خودش باشه ن این درداش...

آخرین باری ک رفتم,امیر رفته بود با این دختره و من در جریان بودم,بعد ک برگشتم باهاش بهم زد,دوباره فاصله افتاد بینمون ی چیزی بین مثلن یکی دوماه, ک باز آشتی شده بودن,دختره از امیر سه سال بزرگتره راستی، ینی 28 سالشه بین این فاصله ک باز آشتی شدیم,دیدم این دفه باهاش کات نکرده,همون روز آشتی هم نمایشگاه داشت دختره و رفته بود واسش...

بعد ک بهش گفتم,گفت اون ی دوست معمولیه... منم گفتم عه معمولیه دیگه؟ بعدم تموم کردم و این شد ک رفتم با محمد...

اگه دوسم داشت میرف باهاش؟ خب آره!! ممکن بود بره, دوسم نداره دیگه چرا اینقد درگیر میکنم من خودمو؟ پس همون بهتر ک برم پی زندگی خودم...

برچسب: زندگی جدید امپراطور,زندگی جدید امپراطور 2,زندگی جدید امپراطور کامل,زندگی جدید امپراطور دوبله فارسی دانلود,زندگی جدید قسمت دهم,زندگی جدید قسمت نهم,زندگی جدید, نیلوفر,زندگی جدید قسمت دوازدهم,زندگی جدید,زندگی جدید من, نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 2:02

صفحه بندی