خرید بک لینک
شاید راس میگه بابک... من همیشه تو برخورد با کسایی ک منو خواستن و من نخواستمشون, سخت و صریح بودم.. سخت بودم تا تکلیفشونو بدونن خب! من بی پرده میگم تا تو خماری نمونن...

بهم گف تو برخورد با اونا چطور سخت و صریحی ولی انتظار داری همه تو رو دوس داشته باشن؟ منم با غرور همیشگیم دوس داشتنشو انکار کردم... و واقعن هم این عشق نیست! این شیفتگی و انتخاب از روی عقل ه...

گاهی ک فک میکنم تنهای تنها شدم و نیمه ام ناپیدا, با غم و اندوهم ب این فک میکنم ک من تو قطار ه رسیدن ب همون نفرم! تو این قطار من کامل میشم و بالاخره بهش میرسم...

اینطوری درد ه تنهایی تسکین پیدا میکنه...

برچسب: نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 9:46

صفحه بندی