بهم گف تو برخورد با اونا چطور سخت و صریحی ولی انتظار داری همه تو رو دوس داشته باشن؟ منم با غرور همیشگیم دوس داشتنشو انکار کردم... و واقعن هم این عشق نیست! این شیفتگی و انتخاب از روی عقل ه...
گاهی ک فک میکنم تنهای تنها شدم و نیمه ام ناپیدا, با غم و اندوهم ب این فک میکنم ک من تو قطار ه رسیدن ب همون نفرم! تو این قطار من کامل میشم و بالاخره بهش میرسم...
اینطوری درد ه تنهایی تسکین پیدا میکنه...
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی