استرس دارم ... اونقد ک باید اینجا تایپ کنم و تخلیه روحی م رو انجام بدم ... بعد قضیه پوریا احساس شکست می کنم ... با همه مورد مواجه شده بودم جز کسی ک زن داره ! اونم از نوع صیغه ! تاثیر خیلی بدی روی احساساتم داشت و آسیبشو ب مرور زمان متوجه شدم ...
بعد پوریا ، مسیح اومد ب زندگیم ؛ چن بار سعی کردم دورش کنم از خودم اما اون خیلی علاقه نشون داد ... می نرسیدم وابستهبشم ک امشب فهمیدم شدم !
چن شب پیش تولد امیرعلی بود تو باغ و عکسش استوری کردم و فک میکرد رفتم با کسی دیگه و بحثمون شد استوری غمگین گذاشت و بلاکم کرده بود ... بهش گفتم نمیشه ادامه بدیم و هی سعی کردم دورش کنم اما بازم اصرار کرد و موند ...
تا امشب ک خیلی اتفاقی دیدم زده هانیه مسیح فارو کرده! ب هانیه پی ام دادم مسیح کی بالون کرده؟ انگار ی پارچ آب یخ ریختن رو سرم
گف مسیح کیه ؟ گفتم فلانی گف بابا فالو نزدم می تونی چک کنی
اونجا بود ک دوباره سورپرایز شدم! بعله! واسم مهم شده و این اولین نشونه بدبختی ه ...
برچسب:
نویسنده: هستی حبیبی