خرید بک لینک
امشب با محمد از غصه هام گفتم,با صبر و حوصله جوابمو داد,راهو نشونم داد... یهو بعد تموم شدن حرفامون ی متن واسم فرستاد... ناله گرگ از مظلومیت نیست,از دریدن ه جدید ه... جا خوردم...

این روزا حقمه... حقمه... تمام اشکا تقاص کارای خودمه,من همیشه ی طرف ماجرا رو می دیدم,اما این متن روشنم کرد.. روزایی ک محمد از جووون و دل مایه میزاشت... روزایی ک بهم میگف تک پرم باش و من با بازی گرفتنام دلشو شکوندم... دلش ک شکست رفت... بی صدا...

چ دیر فهمیدم.... روزایی ک میخواس مراقبم باشه,روزایی ک میگف عکس بی حجاب نزار,می گف با پسرا نپر... چقد بهش بد کردم... همه بدیام,ب همه, ی جا جمع شد و من بییی وقفه دارم تقاص میدم... روزایی ک میگف من میخوام مال من بشی و من باد غرور ب سرم بود ک پسر بازی کنم...

وای چ دیر فهمیدم... حقته این اشکا... حقته....

تاريخ دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶سـاعت 23:16 نويسنده ماه بانو| |

برچسب: نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 1:25

صفحه بندی