یهو همه چی داره رو میشه!!! اون از محمد,این از امین ک رفتیم با سلاله بیرون اینطوری کرد ,اینم امیر! چرا امیر همیشه عاشق دخترای بداخلاقی ک ازش بزرگترن میشه؟
دیدی تو دلش جا نشدم... دیدی.. دیدی دعا بی معنیه,من دیگه هییییچیو باور ندارم,هیچی
دیدی میگف برو با امین بی دلیل نبووود؟ واسه این بود ک دلش با اونه الان... خب پس کارای اون روزش چی بود,اونا چی بود...
خسته م خدا... اگه هستی ک خودتو نشون بده...
برچسب: خسته م,خسته م از زندگی,خسته مهدی موسوی,خسته م خدا,خسته مثل پدری گوشه آسایشگاه,خسته مرد,خسته من,خسته م خدایا,خسته متن,خسته معنی,
نویسنده: هستی حبیبی