خرید بک لینک
دیشب پیله کرد ک تو چرا اینقد عوض شدی,پیله کرد ک تو ب ازدواج فک میکنی آره؟ گفتم آره... عصبی ام,رسوام کرد! چیزی ک نبایدو صریح پرسید و رسوام کرد... من چرا گفتم, من چرا جواب دادم,شاید ترسیدم از دستش بدم...

حالا دیگه همه چی خراب میشه,حالا دیگه چیزی مثه قبل نمیشه... دیگه من ک دستم خونده شد, فهمید میخوامش... ببینیم چی میشه بعد از این... ای کاش نمیگفتم...

برچسب: چرا؟,چرا؟ محض ارا,خدایا چرا؟,جوانان چرا؟,آخه چرا؟,خدا چرا؟,میدونی چرا؟,کافه چرا؟,دروغ چرا؟,واقعا چرا؟, نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 6:04

صفحه بندی