خرید بک لینک
بالاخره ب چههههه سختی,ناراحتی ه اون روز بعدظهر تو پایانه از دلش در اومد.. ولی چقددد سخت و با چه همه دلخوری...

بعضی وقتا ک من لجباز میشم,چقد پلید و ننر میشم هاااا,دقیقن مثه اون روز ظهر... اشتباه اولم این بود ک بعد دو دل شدن از ی کسی خواستم باهام بیاد سینما ک بدترین ها رو در حقم انجام داده بود... من اشتباه کردم ک بهش پناه بردم! اما خوشحالم ک بهش حتی ثااااانیه ای هم فک نمیکردم و تمام قلللبم متمرکز محم.د بود و بخاطر اون بود ک آشفته شده بودم...

اولین چیزی ک یاد گرفتم این بود ک, موقع آشفتگیم ب دشمنم رو نبرم,بعد اون اشتباه بعدیم این بود ک چون ازش دلخور بودم وقتی دم پله ها اتفاقی با دوستش دیدمش, شوکه شدم و بجای این ک ب سمتش برم,ناخوداگاه همه ی ناراحتیام تو همون دو ثانیه برخوردمون ب قلبم فشار اورد و رومو اون سمت کردم و نامهربانانه رفتم!!! در حالی ک داشتم واسش میمردم...

چیزی ک بعدن یاد گرفتم این بود ک راحت میشه همه چیو مثه ی کاغذ سفید لکه دار کرد, اما سخت میشه اثرشو برد... من اشتباه کردم... امیدوارم دیگه همه چی درست بشه...

حالا با خواهش و اصرار قرار گذاشتم ک با بچه های اکیپ بریم بیرون و محم.دم بیاد... خدا کنه بهش خوش بگذره,ای کاش بچه ها باهاش جور بشن و دوس باشن و اذیتش نکنن,ای کاش اتفاق بدی نیوفته... خدا کنه قرار سرجاش بمونه و اون روز یکی از قشنگ ترین روزا بشه واسمون... خدا کنه...

برچسب: من اشتباه,من اشتباه, تو ببخش,من اشتباه, به انگلیسی,من اشتباه, اگر ماه گفتمت,من اشتباه, حاج فیروز,من اشتباه, برگرد,من اشتباه كردم,خدایا من اشتباه,شعر من اشتباه,آهنگ من اشتباه کردم, نویسنده: هستی حبیبی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 22:02

صفحه بندی