یا مثله رابطه قبل من و ا.م.ی.ر که اونم همینطوری بی تفاوت تر بود! ولی الان ک دوست معمولی هستیم زود جواب میده و سعی میکنه نزدیک تر بشه! این چ فازیه دقیقن؟ باید چیکار کنم ؟ یکی بگه خب...
خواهرجان و فندق کوچولو رفتن:( دلم گرفته! ب همین سرعت دلم تنگ شد... چقد دوری بده... اصن بغض میشه لامصب دیگه وا نمیشه...
دلم میخواد وسایلمو جمع کنم برم ی جا,ک نه محمد ن امیر ن مامان ن بابا ن بچه های اکیپ باشن ...
تنها دلخوشی و لحظه های خوشم با بچه های اکیپ بود ک اونم با توجه بیش از حد ص.ا.ر.م به من و حسودی های آتنا و حساسیت محمد که نرو با اینا:/ دیگه نمیشه برم. یا مثلن رفتارای امین ک نمیدونم از رو دوس داشتنه یا بدجنسی یا خیرخواهی ک همش در صدده من و محمد تموم کنیم! اینم از اکیپ:/ آها راستی محمد بعد این ک از اکیپ اوکی دادم و گفتم بخاطرت نمیرم دقیقن اینجوری شد:/ ینی خیالش راحت شده ک اینجوری میکنه یا نمیخواااد منو میخواد دلم نشکنه و نمیگه؟!!! در حالی ک واسه من دیگه فرقی نداره انصافا فقد بازیم نده جانم! رک بگو.... نظره شما چیه؟؟؟
هنوز یک کلمه هم واسه ارشد نخوندم و مستر موسوی داره تخت گاز و مکرر میخونه...
میدونم ی بار گفتم ولی بازم میخوام بگم! دلم گرفته خواهرک رفتت.. آدم تا میاد ب ی اوضاعی عادت کنه, یهو میان تو بطن زندگیت, وابستت میکنن,دل بستت میکنن و میرن:( این شده حکایت هر بار اومدن و رفتن خواهرجان و ما...:(
برچسب: چیزی نپرس از درد من,چیزی ازم نپرس الینا,بابا شما چیزی نپرس از گوشواره,دانلود آهنگ چیزی ازم نپرس,آهنگ الینا چیزی ازم نپرس,
نویسنده: هستی حبیبی